تكنیك هایی برای خروج روح از بدن
در حالیكه چشمانتان را بسته اید چند دقیقه را صرف ریلكس كردن تمام بدن
كنید سپس كره چشمتان رابه سمت بالا بچرخانید تا جاییكه كشش و فشار
اندكی را در ماهیچه های اطراف چشمتان احساس كنید. به این طریق دید
درونی تان می شود.سپس دید درونی خود را بر صفحه سیاه درون متمركز
كنید.سعی كنید در این مرحله به خواب نروید بلكه همچنان توجه تان را در
همین حالت متمركز كنید .هرگاه كه ذهنتان منحرف شد و به موضوع دیگری
پرداخت خیلی ساده آن را بازگردانید ودوباره آغاز كنید.به صدای سوت
ضعیف در بالای سرتان گوش كنید وتوجه ثانویه خود را به گوش دادن به آن
معطوف سازید.
تجسم كنید كه سوت مذكور مانند جریانی از صوت است كه از پایین كالبد
فیزیكی تان به بالا حركت كرده و از قسمت بالای سرتان خارج میشود.
اجازه دهید تااین صوت دید درونی تان را بطور كاملا طبیعی به بالا ببرد. به
آرامی متمركز كردن دید درونی تان بر سیاهی صفحه درون را متوقف
كنید.اگر این كار را مدت بیشتری انجام دهید از به خواب رفتن شما
جلوگیری می كند. در عوض فقط هشیاری جنبی و خفیفی را در اطراف
چشم سوم خود در درون پیشانی حقظ كنید تا به این ترتیب صفحه سیاه را
همچنان نزدیك به نقطه دید درونی تان نگه دارید. سرانجام در حالتی نا منتظر
و بی خبر به خواب خواهید رفت.اگر احساس خفیفی از سوزش و جز جز
یا احساس كشیدگی در قسمت بالای سرتان بوجود امد بسیار عالی است. اگر
هم این اتفاق نیفتاد اشكالی ندارد.اگر باعث این احساس در سرتان شوید و
توجه ثانویه خود را در ان نقطه از سرتان معطوف دارید آنگاه پس از به
خواب رفتن احتمال خارج شدن از كالبد اندكی بیشتر خواهد شد.سخت ترین
قسمت این تكنیك هنگامی است كه حدودا یك ساعت و نیم از آغاز ان بگذرد.
در این هنگام است كه موج فریبنده و اغوا كننده ای از خستگی ذهنی و جسمانی در سراسر كالبد
فیزیكی ایجاد می شود و استقامت و اراده ذهنی را شدیدا به مبارزه می طلبد.
تسلیم شدن به این موج وسوسه انگیز از خستگی و به خواب رفتن معمولا
هر گونه احتمالی برای خارج شدن آگاهانه از كالبد را تا حد صفر كاهش می
دهد.سعی كنید تا از نظر ذهنی بر این موج از خستگی فائق شوید و به مراقبه
خود ادامه دهید در این مرحله با گذشت هر لحظه شانس و احتمال سفر
خروج از كالبد با خود آگاهی بسیار خوب به تدریج افزایش می یابد.
تكنیك مراقبه شماره 2
شكل ساده تری از تكنیك مراقبه شماره ۱ این است كه سی الی چهل و پنج
دقیقه اول كه در آن چشمها را رو به بالا چرخانده و نگه می داریم و دید
درونی را بر صفحه سیاه درون متمركز می كنیم را حذف كنیم . ادامه این
تكنیك یعنی تكنیك شماره ۲دقیقا مشابه بكنیك شماره ۲ است.مزیت تكنیك
مراقبه ۲ این است كه فرد را نسبت به تكنیك اول از نظر ذهنی و جسمانی
كمتر خسته می كند.
تكنیك مراقبه شماره۳
این تكنیك در واقع همان تكنیك آسان و ساده ای است كه چند سال قبل از آن
استفاده می كردیم یعنی گوش سپردن به صدای صوت موجود در بالای سرم.
پس از بیدار شدن از خواب در اواسط شب دوباره به رختخواب می رفتم و
در حالیكه به پشت می خوابیدم مدت چند دقیقه تمام كالبدم را ریلكس می
كردم و هنگامیكه صدای سوت ضعیف در درون سرم قابل شنیدن می شد تمام
توجهم را بر گوش سپردن به آن متمركز می كردم. حدودا پانزده یا سی دقیقه
بعد از آن بر روی شكن خوابیده و به حالت همیشگی خود در هنگام خواب
باز می گشتم و به گوش سپردن به صوت مذكور ادامه می دادم تا اینكه به
تدریج در حالتی بی خبر به خواب بروم .هنگامیكه می توانستم ریلكس بمانم
و عواطفم را به حداقل برسانم این تكنیك به راحتی برایم عمل می كرد.تغییر
كوچك اما بسیار سودمندی كه به این روش اضافه كردم این بود كه پیوسته از
نظر ذهنی به خودم یاداوری كنم كه همچنان به صوت موجود در بالای سرم
گوش دهم . هنگامیكه این كار را انجام نمی دادم خیلی زود تمام ماجرا را
فراموش می كردم. از تكنیك خارج می شدم و به خواب می رفتم.
تكنیك مراقبه شماره ۴
پس از بیدار شدن در اواسط شب دوباره به رختخواب می رفتم و به حالت
همیشگی خود می خوابیدم و توجه اولیه و عمده خود را بر شل كردن و
ریلكس كردن عضلات اطراف شقیقه هایم یعنی حدودا از وسط ابرو تا دو
سانتی متر بالای گوش متمركز می كردم . در حالیكه توجه عمده خود را بر
شل كردن این عضلات معطوف می كردم توجه ثانویه خود را به ریلكس
كردن عضلات اطراف چشمها و اطراف ابروهایم متمركز می كردم و
همچنین به صدای صوت موجود در بالای سرم گوش می دادم . گاهی اوقات
این صوت را به صورت جریانی از انرژی تجسم می كردم كه از پایین به
بالای كالبد فیزیكی ام در جریان است و از عضلات اطراف شقیقه هایم عبور
می كند و همچنین تصور می كردم كه این صوت به ریلكس كردن عضلات
اطراف شقیقه هایم كمك می كند.
این تكنیك مراقبه ممكن است برای بعضی از افراد مبتدی در سفر روح و یا
افرادی كه در آینده مسافر روح خواهند شد دشوار باشد. نقطه ضعف عمده
تكنیك مذكور این است كه در برابر دو احساس مشكل آفرین یعنی احساس
انتظار و تشویش بسیار حساس و اسیب پذیر است.هنگامیكه این دواحساس
آزارنده مستمر و دائم شوند آنگاه ریلكس كردن و شل نگهداشتن كامل
عضلات اطراف شقیقه ها بسیار دشوار می شود.
تكنیك مراقبه شماره ۵
این تكنیك مراقبه همراه با زمزمه كردن و ذكر كلمه ای مقدس است كه آن را
از دیسكورسهای اكنكار و كتابهای سفر روحم یاد گرفتم و با سبك و شیوه
مراقبه خودم سازگار كردم.
در حالیكه به پشت می خوابیدم چشمهایم را می بستم بدنم را ریلكس می كردم
و به آرامی و باملایمت شروع به زمزمه پیوسته كلمه ای مقدس می
كردم.كلمات متعددی در نوشته های اكنكار برای زمزمه كردن ارائه شده است ولی من معمولا از كلمه هیو استفاده می كردم. هیو یكی از نامهای
خداوند می باشد و ذكر آن بسیار اسان است. پس از اینكه نفس عمیقی می
كشیدم با صدای بلند و با حالتی كشیده و طولانی و با ملایمت كلمه هی-یو را
زمزمه می كردم .در حالیكه به آرامی نفسم را بیرون می دادم هر حرف را
جداگانه تلفظ می كردم و به یكدیگر می چسباندم . سپس نفس كوتاهی می كشیدم و آنگاه نفس عمیق دیگری كشیده و دوباره این زمزمه را آغاز می
كردم.
به تدریج متوجه شدم كه بهترین راه برای ریلكس ماندن كامل و به خواب
رفتن در هنگام ذكر گفتن این است كه تصور كنم صدایم در سراسر بدنم
بخصوص در دستها و مچ دستها و پاها و مچ پاهایم ارتعاش پیدا می كند .
هنگامیكه توجهم را عمدتا بر این احساس جز جز در حال ارتعاش متمركز
می كردم راحت تر می توانستم در حال ذكر گفتن به خواب بروم.یكی از
مزیتهای تكینك مذكور این است كه ذكر گفتن با صدای بلند از پریشانی و
منحرف شدن ذهن جلوگیری می كند. معمولا ذكر گفتن بی صدا در درون از
منحرف شدن ذهن جلوگیری نمی كند ولی طبق آنچه كه من تجربه كردم ذكر
گفتن با صدای بلند و با حالتی ملایم این كار را انجام می دهد.
تكنیك مراقبه شماره ۶
این تكنیك با قدرت تجسم عمل می كند.پس از اینكه چند دقیقه را صرف
ریلكس كردن بدنم می كردم این احساس را در خود تجسم می كردم كه هم
اكنون از سفری خارج از كالبد به كالبد فیزیكی ام بازكشته ام . احساس
مذكور احساسی از جز جز شدن و مور مور شدن در سراسر بدن است
مانند مواقعی كه موجی از سرما از سراسر بدن عبور می كند.این احساس
را به ویژه با متمركز كردن توجهم بر احساس جز جز شدن در دستها و مچ
دستها و پاها و مچ پاها یم می توانستم در خود بوجود آورم.
دلیل موثر بودن تكنیك مذكور این است كه با بوجود آوردن احساس جز جزی
كه پس از بازگشت به كالبد فیزیكی تولید می شود در واقع می توان سطح
ارتعاش كالبد فیزیكی را به تدریج بالا برد تا جائیكه كالبد درونی بتواند كالبد
خارجی و غالب ما شود.
نوشته شده توسط ایمان در یکشنبه 28 بهمن 1386 و ساعت 11:02 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 28 بهمن 1386
در
ساعت 11:02 ق.ظ